ياقوت الحموي ( مترجم : آيتى )

654

معجم الأدباء ( فارسي )

روزى كه جماعتى از حنبليان نزد او بودند ، كسى پرسيد : كتاب الجبال دارى ؟ گفتش كه اى ابله ، آنها را در اطراف من نمىبينى . ابن خشاب عمامه بر سر مىبست و آن را نمىشست و عوض نمىكرد تا شوخگن و سياه مىشد و پرندگان بر آن فضله مىافكندند . او هرگز زن نگرفت . چون به بازار كتابفروشان مىرفت و مىخواست كتابى بخرد ، دور از چشم ديگران ورقى از كتاب مىكند و مىگفت كه اين كتاب افتادگى دارد تا آن را به بهايى اندك بخرد و چون از كسى كتابى به عاريت مىگرفت و صاحبش آن را مطالبه مىكرد ، مىگفت ميان كتابها گم شده و نمىتوانم آن را پيدا كنم . از آثار اوست : شرح الجمل زجّاجى و شرح اللّمح ابن جنّى كه آن را به پايان نياورده است و الرّد على ابن بابشاذ فى شرح الجمل و الرّد على الخطيب التبريزى فى تهذيب اصلاح المنطق و شرح مقدمهء وزير ابن هبيرة در نحو . گويند او را هزار دينار صله داد و الرّد على الحريرى فى مقاماته . وى در شامگاه روز جمعهء سوم رمضان سال 567 وفات كرد . كتابهايش را وقف اهل علم كرد . از اوست در وصف شمع [ 1 ] : صفراء لا من سقم مسّها * كيف و كانت امها الشّافيه عريانة باطنها مكتس * فاعجب لها كاسية عاريه . 638 - عبد الله بن احمد بن احمد خشّاب [ 2 ] ( 2 ) ابو محمد كنيه داشت . يگانهء زمان خود و مولد و منشأ او بغداد بود . به سال 492 ولادت يافت و در سال 567 وفات كرد و در « باب حرب » پشت قبر بشر حافى به خاكش سپردند . جماعتى از اهل حديث چون حافظ ابو عبد الله محمد بن محمد بن النّجار گفته‌اند كه جزئى از كتاب امالى ابو الحسن محمد بن محمد بن مخلد بزّار را نزد او خوانده‌اند . اما از نظر علمى ، ابن خشاب به ويژه در ادب عرب سرآمد همگان بود و از ساير علوم نيز نصيبى وافر داشت . حتى جمعى از نحويان را ديدم كه او را بر ابو على فارسى برترى

--> [ 1 ] حاصل معنى : زرد چهره‌اى بى آنكه بيمار شده باشد . چسان بيمار بود و حال آنكه مادرش ( عسل ) شفابخش است . برهنه‌اى كه جامه در زير تن پوشد . شگفت است عريانى پوشيده . [ 2 ] المختصر . كه با آنچه در نسخهء « م » آمد فرق بسيار دارد .